حکم قرآنی وضو وساختمان مغز

از دیدگاه علم فیزیولوزی ، مغز یک سیستم رایانه ای فوق العاده پیشرفته است ومانند رایانه دارای مسیرهای ورودی (راه های حسی) ، بخش ذخیره اطلاعات(حافظه) ، بخش تحلیل اطلاعات ونتیجه گیری (تفکر) ومسیر های خروجی(راه های حرکتی) می باشد.

       اطلاعات دیداری ، شنیدازی ، چشایی ، لامسسه ، وغیره از طریق راه های  حسی وارد مغز شده در حافظه ذخیره می شوند و مورد تحلیل قرار می گیرند آنگاه فرامین خروجی از طریق راه های حرکتی به اعضا منتقل می گردند واعضا را وادار به عمل می سازند.  

در این مقاله  آن دسته از حواس مورد نظر هستند که درسرتاسر بدن   وجود دارند وبه عضو خاصی اختصاص ندارند ٬ به اینها اصطلاحاْ«حواس پیگیری» گفته می شود. مانند لامسه ٬درد٬ حس سرما ٬گرما ٬ حس فشار ٬ حس ارتعاش و امثال آنها. برای اینکه این حواس درک شوند باید به منطقۀ ویژه ای از قشر خاکستری مغز به نام«قشر حسی» مخابره شوند. حس هر بخشی از بدن به قسمت خاصی از قشر حسی منتقل می شود.به عبارت دیگر هر قسمت از قشر حسی به بخش معینی از بدن امر مرتبط است. پس در قشر حسی بخشهای متناظری با اعضا بدن وجود دارد . اگر نقشۀ آنها را طراحی کنیم دقیقاً شکل یک ادمک  به دست می آید که آنرا « ادمک حسی» یا «sensory homunculus» نامیده اند. بطور خلاصه این آدمک، ناشی از تصویر شدن کل بدن بر روی قشر حسی مغز می باشد واگر بعنوان مثال دست آدمک حسی را در مغز انسان تحریک کنیم آن شخص واقعاً احساس می کند که دستش تحریک شده است. این واقعیت در مورد همه اعضا صدق می کند.

        نکته  دیگری که  ذکر آن لازم است؛ این است که تناسب اندامهای آدمک حسی شبیه به یک انسان واقعی نیست . آدمک حسی، دارای صورت  و دستهای بسیار بزرگ است ، در حالی که تنه ، رانها، وساق پاهای او بسیار کوچک است. همچنین کف پای آدمک نیز بزرگ است.در ادمک حسی اعضایی که بزرگ هستند، حساسیت بیشتری دارند. به همین جهت  است که حساسیت دست وصورت انسان ، بیش از پا وتنه اوست.در صورت ودست تعداد گیرنده های حسی فراوان تر است واین اعضا گرچه نسبت به کل بدن کوچک هستند؛ اما پیامهای عصبی زیادی به قشر مغز مخابره می کنند. لذا دقت حسی این بخشها بالاتر می باشد و تصویر آنها در ادمک حسی بزرگ است.

 

         اگر ما ، به نقشۀ دقیق ادمک حسی توجه کنیم ، به راحتی در می یابیم که اعضای بزگ آدمک حسی تقریبا همان اعضایی هستند که در هنگام وضو گرفتن ، مرطوب می شوند و عبارتند از:صورت، دستها وپاها(از مچ تا انگشتان) این تطابق عجیب که مدتی قبل در اثناء تألیف کتاب  درسی «فیزیولوژی سیستم عصبی وغدد درون ریز»به نظرآمد یابنده را به حیرت عمیقی فرو برده است.

         سؤال ان است که چه ارتباطی بین وضو وآدمک حسی وجود دارد؟ طبق یک واقعیت اثبات شده، در نوروفیزیولوژی ، تحریکات حسی، میزان هوشیاری انسان ار بالاتر می برند و گیجی و خواب آلودگی را زایل می نمایند(مثال بارز این واقعیت بیدارکردن شخص خوابیده، با تکان دادن یا صدا زدن است) هر چه پیامهای حسی بیشتری به مغز ارسال شود، اثر هوشیار کنندگی، بیشتر است.بنابراین ؛هر قدر سطح بیشتری از قشر حسی(بخش بزرگتری از آدمک حسی) تحریک شود،هوشیاری بیشتری بدست آمده وقدرت تمرکز وتوجه بیشتر می شود.

         با توجه به نقشۀ آدمک حسی روشن است که وقتی در جریان وضو، داخل دهان ، صورت ، ساعدها، کف دستها، جلوی سر وروی پاهای آدمک حسی ، تحریک شوند، قسمت اعظم قشرحسی، تحریک می شود و هوشیاری به سطح بالایی می رسد، در حالی که فقط چیزی، حدود۲۰٪ از سطح بدن مرطوب شده است . اگر شخص به عوض وضو گرفتن تمامی بدن خود(یعنی حدود ۵ برابرمساحت وضو) را می شست،چیز زیادی بر تحریک ناشی از وضو ، افزوده نمی شد؛ به عبارت دیگر ، اگر برنامۀ وضو به گونه فعلی نبود ومناطق دیگری از بدن شسته می شدند،چنین اثری به دست نمی امد.پس وضو،بامرطوب کردن20٪ از سطح بدن ، تقریباً کار مرطوب کردن تمام بدن را انجام می دهد واین موضوع واقعاً یک معجزه است.

        در حقیقت شرع مقدس خواسته است، با سهل ترین عمل وکمترین زحمت، بیشترین اثرحاصل آید که همانه نشاط و توجه کافی برای به جا آوردن نماز است. اما بهترین شیوۀ تحریک حسی ، به منظور تولید نشاط ، استفاده از اب است ؛ زیرا هم بی خطر بوده وهم بهداشتی است وبه علاوه ، از لحاظ روانی هم خوشایند است. 

      جالب آن است که برخی ظرافت های استحبابی وضو نیز، با این توجیه علمی مطابقت دارد.

به عنوان مثال :

1.وضوگرفتن قبل از مطالعه توصیه شده است.

2.وضو گرفتن قبل از خواب ، استحباب دارد (گرچه در بدو امر ممکن است به نظر برسد که تحریک حسی مانع خواب می شود، اما تجربیات نشان می دهند که برا دست یابی به یک خواب راحت وعمیق ، استحمام قبل از خواب مفید است و همانطور که گفته شد ، وضو می تواند جای انرا بگیرد.)

3.وضو گرفتن با اب سرد، ارجح است، (زیرا اب ولرم ، کمتر از اب سرد تحریک حسی ایجاد می کند.)

4.مستحب است که شخص ، بعد از وضو گرفتن اعضا خود را خشک نکند، تا خودش خشک شود. (این دستور مدت تحریک حسی را طولانی تر می کند.)

     البته ،ادعا نمی شود که تطبیق وضو، با آدمک حسی ، توجیه کنندۀ همۀ اغراض واهداف وضو است ، بلکه مطمئناً ، در وضو نکات وظرائف معنوی وآداب تربیتی نهفته است که نمی تواند محدود به آنچه گفتیم باشد، همین قدر می توان اطمینان داشت که در طراحی وضو، تحریک بهینه قشر حسی  مد نظر بوده است. باید دانست که شناسایی آدمک حسی ، در سال 1954 میلادی ؛ توسط (PENFILD JASPER) صورت گرفته وقطعاً این موضوع علمی ، در زمان نزول آیه وضو ، جزء معارف معمول بشری نبوده است. به اعتقاد یابنده این مهم حضرت صادق (ع) که در فاصلۀ سالهای 83 تا 148 هجری قمری می زیسته اند ، از ارتباط وضو وآدمک حسی مطلع بوده اند، زیرا که در کتاب "محجة البیضاء" جلد اول کتاب اسرار طهارت صفحه 299 از ایشان نقل شده می فرمایند:«من ذکر اسم الله علی وضوئهِ فکأنمّا اغتسل»(هرکس ذکر خداوند را به هنگام وضو بگوید، مانند این است که غسل کرده باشد). همچنین درهمان منبع از پیامبر اکرم (ص) با مضمون مشابهی نقل شده است که فرمودند:«من توضأ فذکر اسم الله طهر جمیع جسده»(هرکس هنگام وضو ساختن ذکر خدا کند، تمام بدنش پاک گردیده است) وقتی که توسط یکی از دوستان اهل علم ، با این دو حدیث آشنا شدم ، دانستم اولین کسی از افراد بشر که از تطابق وضو با ساختمان عصبی آگاه بوده است ، آقا وراهنمای ما ، حضرت محمد بن عبدالله (ص) می باشد.

نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت

                                                           به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد

                                                                                                    التماس دعا